هنرکده |
|||
دو گفتگوی جالب: 1- بانویی که کبد همسرش به رضا داودنژاد پیوند خورد 2- با علیرضا داودنژاد بعد از پیوند
چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:, :: 21:34 :: نويسنده : کیانا
وقتی به ما اعلام کردند شوهرم مرگ مغزی شده با برادر محمدرضا راهی بیمارستان شدیم، او گفت: میدونی داودنژاد تو بیمارستان نمازی بستریه.» همان موقع یک چیزی از ذهنم گذشت با اینکه نمیدانستم کبد میخواهد یا اینکه اصلاً همسرم میتواند کبدش را به او بدهد یا نه، حس عجیبی به من دست داد. به هر سختی که بود با پیوند موافقت کردیم و بعد متوجه شدم که کبد همسرم به آقای داودنژاد پیوند زده شده است. حس خیلی خوبی به من دست داد، همسرم یک هنرمند بود و توانست به یک هنرمند دیگر کمک کند. از قبل نگفته بودند که قرار است کبد همسرتان به رضا پیوند زده شود؟ نه ما از این مساله خبر نداشتیم. آن روز یک چشممان اشک بود و یک چشم دیگر خوشحالی. ناراحت بودم که همسرم را از دست دادهام و خوشحال بودم که میتوانم به خواستهاش که میخواست کارت اهدای عضو بگیرد و در صورت مرگ مغزی، بدنش را اهدا کند جامعه عمل پوشاندیم. با خانواده داودنژاد و بقیه کسانی که پیوند شدهاند صحبت کردهاید؟ آنها زحمت کشیدند و به ختم همسرم آمدند. از مرگ همسرم متأثر بودند اما از اینکه جگر گوشههایشان به زندگی برگشته بودند احساس خوشحالی میکردند. یکی از کاربران کافه سینما به نام پارمیدا تصویری از رضا داودنژاد پس از عمل کبد برای کافه سینما فرستاده است: گفتوگو با علیرضا داودنژاد در خصوص پیوند کبد وضعیت پسرش: بیشتر شبیه معجزه بود روزهای زیادی است که تلفنی پیگیر وضعیت رضا داودنژاد از پدرش هستیم. آنها با انتقال پسرشان به شهر شیراز منتظر بودند، کبدی اهدا شود که با شرایط بیمار همخوانی داشته باشد و عمل پیوند انجام شود و روز 25 اردیبهشت این اتفاق افتاد: «واقعا روزنه امید به سوی ما باز شد تا اینکه بعد از چند روز با یک عمل 10 ساعته، رضا دوباره به زندگی برگشت. علیرضا داودنژاد درباره پیوند پسرش گفت: «در این مدتی که در شیراز در انتظار پیوند بودیم، وضعیت بغرنجی داشتیم، واقعا نمیدانستیم باید چه آرزویی کنیم، اینکه کسی مرگ مغزی شود و کبدش به پسر ما برسد، این چیزی نبود که ما بتوانیم آرزو کنیم وضعیتی که ما در آن قرار داشتیم بیشتر شبیه معجزه بود. ما فقط از خدا انتظار یک معجزه داشتیم.» این کارگردان درباره خانواده کاکاوند نیز میگوید: «خوشحالم که خداوند دوباره فرزندم را به ما هدیه کرد. تصمیمی که این خانواده بزرگوار - مرحوم کاکاوند - گرفتند، بسیار باارزش بود و با هیچ چیز نمیشود از کار خداپسندانه آنها قدردانی کرد. من تنها کاری که توانستم انجام بدهم حضور در مجلس ختم بود. آنجا با خانوادهای روبهرو شدم که با مهربانی پذیرای ما بودند و میگفتند. ما رضا را دوست داشتیم و وقتی شنیدیم او نیاز به کبد دارد، با خودمان گفتیم خدا کند کبد به او برسد.» علیرضا داودنژاد که با حضور در مراسم خانواده کاکاوند برایشان آرزوی صبر کرده بود، در چند جمله کوتاه از آنها تشکر کرد: «از خانواده آقای کاکاوند صمیمانه سپاسگزاریم. دوست دارم در ملاقاتی با آنها از اقدام خداپسندانهشان سپاسگزاری کنم. نه فقط به خاطر اینکه کبد پدر خانواده به پسرم پیوند خورده، بلکه به خاطر کار بزرگی که انجام دادند باور کنید، همسرم و پسرم رضا از مدتها قبل کارت اهدای عضو گرفتهاند که اگر زمانی برایشان مشکلی پیش آمد اعضای بدن خود را اهدا کنند اما دست تقدیر این طور بود که او گیرنده کبد شود. نه دهنده. به محض اینکه حال رضا خوب شود، نزد خانواده کاکاوند میرویم تا وی شخصا از آنها تشکر کند.» کارگردان فیلم مرهم در خصوص وضعیت عمومی پسرش گفت: «رضا حالش خوب است و البته افت و خیزهای خودش را هم دارد اما گویا روبه بهبود است. او باید نزدیک به یک ماه در بیمارستان بماند تا دوره درمانش طی شود.» خانواده داودنژاد درصدد هستند تا خانهای برای اسکان رضا در شیراز پیدا کنند تا به بیمارستان نمازی نزدیک باشد و روند بهبودش را با سرعت طی کند. هر دو گفتگو از همشهری سرنخ نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |